خرید بک لینک
عشقولیای مامان بابا - راه رفتن 18.4 96 راه رفتن 18.4 96 اتفاقای روز به روز کودک بسیار دلنشین و شیرین برای پدر و مادره .حالا اون پدر مادر عاشق بچه باشن و اون بچه هم رایموند شیرین باشه وعشقمون پایان یازده ماهگی 18/6/94 اولین قدمش رو دو دفعه در روز برداشت.کلی ذوق زده شدیم.هر چند ایستادن بدون کمکش به مدت طولانی دیگه شروع راه رفتنشو نشون میداد.ادریان جون ما میره کلاس نقاشی واقعا هنرمنده خی

برچسب: رفتن, نویسنده: ستایش نصیری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:47

عشقولیای مامان بابا - تولد 1 سالگی تولد 1 سالگی انگار همین دیروز بود که وسایلمو جمع کردم با مامانم و بابامحمد و خاله مرجان اماده رفتن به بیمارستان نیکان شدیم.بغض داشت خفم میکرد از اینکه برای اولین بار ادریان شب کنارم نیست .هنوز مطمین به اسم رایمند نبودم گفتیم اولین انتخابمون الوین باشه هر چند اولین اسم انتخابیمون رایمند بود.خلاصه رفتیم و با تاخیر زیاد دکترم خانم توکل مواجه شدیم.گفت 1

برچسب: تولد,سالگی, نویسنده: ستایش نصیری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:47

این روزها سرم خیلی شلوغه فروش خونه ازیک طرف خریدش یه طرف دیگه.این دو کار بزرگ واسه خودشون پروژه ای هستن.اثاث کشی خونه فیروزکوه .امروز صبح رفتم واسه سند خونه بعدشم اومدم خونه و بعد کمی استراحت اماده شدیم با چهار تا مامانا و دوستای کلاس نقاشی ادریان رفتیم لی لی پوت .رایمند جونم پیش بابا محمد موند خونه .ساعت 9 اومدیم رفتیم پیاده روی بعدم همگی حموم .الان یک عدد افسانه خسته ولی پر از انرژی که کارام د

برچسب: روزمرگی, نویسنده: ستایش نصیری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:47

صفحه بندی